من نسیم فراهانی 30 ساله هستم. در سن 29 سالگی تشخیص داده شد که مبتلا به سرطان پستان هستم. اوایل تیرماه سال گذشته که روی تخت دراز کشیده بودم درد عجیبی در سینه‌ام احساس کردم.

وقتی دستم را روی ناحیه‌ای که درد داشت گذاشتم یک توده‌ی خیلی سفت غضروف مانند را در سینه‌ام حس کردم. اوایل فکر می‌کردم عضلاتم منقبض شده‌اند، یکی دو هفته گرم نگهش داشتم ولی هیچ تغییری حاصل نشد. به دلیل اینکه در خانواده هیچ سابقه‌ای از بیماری سرطان وجود نداشت اصلا فکر نمی‌کردم که به سرطان مبتلا شوم با توجه به اینکه خودم همیشه در بحث تغذیه بسیار محتاط بودم و همچنین خودم را برای سرطان پستان خیلی جوان می‌دانستم.

برای معاینه به پزشک مراجعه کردم. در سونوگرافی توده‌ای با جداره‌های نامنظم دیده شد. برای تشخیص قطعی نمونه‌برداری انجام شد و در نهایت مشخص شد که توده سرطانیست و بدخیم. توده بسیار بزرگ بود و اگر در ابتدا جراحی میکردم کل بافت پستان را از دست میدادم به همین دلیل درمان من با شیمی درمانی برای کوچک شدن توده آغاز شد و در نهایت جراحی و پرتودرمانی .
در ابتدا تصور همه‌ی ما از شیمی درمانی ریختن موها و مژه‌هاست. برای اینکه کمتر شوکه شوم به استقبال کچلی رفتم و قبل از شیمی درمانی موهایم را از ته تراشیدم. زمانی که موهایم روی زمین می‌ریخت فکر می‌کردم که چطور آن همه شوق و ذوق چند روز قبل برای هایلایت کردن موهایم به یکباره از بین رفت. ولی بعد از تزریق فهمیدم که در پروسه‌ی درمان این بیماری کچل شدن زیاد اهمیتی ندارد. عوارض ناشی از مصرف داروها، یائسگی موقت . گرگرفتگی ها و حتی از بین رفتن زنانگی سخت و کلافه کننده بود.

به آخر داستان فکر نمی‌کردم فقط و فقط برای زنده ماندن تلاش می‌کردم. حس می‌کردم باید زنده بمانم تا تمام کارهای ناتمامم را به سرانجام برسانم.
همه چیز آن‌قدر هم شجاعانه نبود. روزهای اول ساعت‌ها با صدای بلند گریه می‌کردم اما نمی‌خواستم که ضعیف باشم. اگر جا می‌زدم قطعا از بین می‌رفتم. تمام تلاشم را برای قوی بودن کردم. با اعتماد به خدا و آنکولوژیستم به قدرت درونم ایمان آوردم و جنگیدم.

همه چیز از بین رفت موهای سر . ابرو . مژه و …
تبدیل شدم به زنی رنگ پریده با دردهای عمیق، اما با روحی که از تحمل درد روز به روز متعالی تر می‌شد.
دیگر با شکایت از خدا نمیپرسم چرا من؟ اکنون خدا را شاکرم که این بیماری فصل جدیدی را در زندگی ام رقم زد.

از تمام زنان مبتلا به سرطان پستان تقاضا دارم که قدرتمندانه مبارزه کنید و باور کنید زندگی با تمام سختی‌هایش ارزش جنگیدن را دارد. برای زنی که مبتلا به سرطان پستان شده، همراهی شریک زندگی در این بحران و مهربانی بدون ترحم اطرافیان بسیار مهم است.

زیبایی یک زن فراتر از داشتن مو و اندام مناسبش است. عاشقانه مهر بورزید که عشق در درمان سرطان معجزه می‌کند.


شما هم می‌توانید داستان زندگی خود را با ما در میان بگذارید. نوشته‌ی خود را به همراه یک عکس از خودتان به آدرس ایمیل زیر ارسال نمایید.
[email protected]